السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

142

مقدمه نقض و تعليقات آن

دهخداى اعرابى ترجمهء دهخداى اعرابى كه در كلام صاحب نقض وزير شرف شاه معرفى شده است ( رجوع شود بصفحهء 127 همين مقدمه ) در جاى ديگر اين تعليقات ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 512 ) : « آن مور را پيش از آنكه مار بشود بمالد » . مناسب اين كلام است دو بيت زيرين كه در تاريخ بيهقى است ( ص 594 ) : مخالفان تو موران بدند مار شدند * بر آر از سر موران مار گشته دمار » مده زما نشان زين بيش و روزگار مبر * كه اژدها شود ار روزگار يابد مار » . اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 581 - 582 ) : « پس بعينه اين كلمات پيش از بعثت حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله به هفصد سال امرؤ القيس باتفاق در شعر آورده است : « و جفان كالجوابى * و قدور راسيات » « و امرؤ القيس رهين « 1 » * مولع بالفتيات « 2 » » نگارنده گويد : شايد « به هفصد سال » مصحف « به هفده سال » است چنان كه در ذيل صفحهء مورد نقل احتمال داده‌ام اما نسبت اين شعرها را بامرؤ القيس در جاى معتبرى نديده‌ام بلى حمد الله مستوفى در تاريخ گزيده گفته است ( ص 812 چاپ عكسى ) : « امرؤ القيس در زمان جاهليت بود نزديك بعهد رسول اللّه صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلم و او در قصيدهء گفته است : « و جفان كالجوابى * و قدور راسيات » چون اين سخن برسول عليه السلام رسانيدند در حق او فرمود : لعن اللّه الملك الضليل نطق بالقرآن قبل ان ينزل » . و در اوائل كتاب اعلام الناس ضمن مطلبى مذكور است ( ص 23 ) : « لان امرأ القيس بن حجر الكندى منا قال فى بعض قصائده : « يطعمون الناس غبا * فى السنين الممحلات » « فى جفان كالجوابى * و قدور راسيات » اينكه مصنف ( ره ) گفته ص 475 : « و معتقدان دررشقان » محتمل است كه صحيح دو كلمهء دوم « دررشنيقان » يا : « دزرشنيقان » باشد ، و مؤيد اين احتمال است آنچه ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان گفته :

--> ( 1 ) كذا . ( 2 ) در نقض بغلط « بالقنيات » چاپ شده است .